الرئيسية     نداء الى العالم     مختارات مترجمة    الارشيف     اتصل بنا
( مجاهده در اسلام )

مجاهده : از ريشه جهد مشتق شده و به معني طاقتي است كه براي عملي معين به خرج داده ميشود . در شريعت اسلامي : مجاهده : هر مبارزه اي است كه بين حق و باطل انجام شده و هدف از آن نيز وجه و رضاي خداي تعالي است ، خداوند فرموده است : ( و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم) يعني با مال و جان خود در راه خدا جهاد كردند . و همچنين فرمود : ( و جاهدوا في الله حق جهاده) يعني در راه خدا جهاد كنيد ، جهادي كه مطابق با حقيقت جهاد باشد . اقسام مجاهده : از آنجا كه شريعت اسلامي در پي نظام بخشيدن به تمام جهان (اعم از جهان و انسان ) است احكامي را بنيان مي نهد كه با دو عالم گفته شده تناسب داشته و باطل را با شكل ها و صورت هاي مختلف آن از ميان ببرد. از اين رو ميتوان گفت مجاهده در اسلام بر دو نوع است : نخست : مجاهده با كفار كه در مبارزه با كفار و مشركين در عالم بيروني نمود پيدا كرده و جهاد اصغر ناميده ميشود . دوم : مجاهده با باطل كه در مبارزه با هواي نفساني و شهوات در درون انسان نمود پيدا مي كند و به جهاد اكبر توصيف ميشود . بنا به آنچه كه از پيامبران اعظم (ص) پس از بازگشت از يكي از غزوه ها نقل شده ، اين دو نوع مجاهده در كنارهم قرار دارند ، ايشان فرموده است : ما از جهاد اصغر به سوي جهاد اكبر بازگشتيم ، - از ايشان پرسيده شد كه جهاد اكبر چيست؟ پاسخ داد : جهاد با نفس. در اينجا حضرت رسول اعظم به جهاد با نفس صفت اكبر (يعني بزرگتر) ميدهد ، زيرا جهاد با دشمنان در جهان خارج ، مكان و زمان و شرايط و ظرف معيني داشته و درجائي به پايان ميرسد ، به عبارت ديگر عرصه اين جهاد در هر حال انتهائي دارد ، در حالي كه جهاد با نفس مكان و زمان و ظرف معين و ثابتي ندارد ،يعني مسلمان دائماً در پي سركوبي شهوات و آرزوهاي باطل و گمراه كننده است و به علت همين استمرار و پيگيري (بزرگتر ) ناميده ميشود . در مورد اين كه جهاد با نفس امر شده است : نفس ، نخستين عرصه مخالفت ميان مسلمان و خداوندگار اوست ، نفس رفيقي است نيرنگ باز كه هم فجور و هم تقوا را در خود دارد ، هم گشاينده راه هلاك است و هم نجات . زيرا خداوند ميفرمايد :( و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها) يعني سوگند به نفس و آنكس كه او را آراست و فجور و تقوا را به او الهام كرد . هنگامي كه مسلمان در نفس خويش بر (هوي) پيروز شد و بر باطل تسلط يافت ، در جهان نيز ميتواند به راحتي با باطل و اهل باطل مواجه و رويا روي شود . از اين رواست كه حضرت رسول اعظم (ص) فرمان مجاهده خستگي ناپذير با نفس را صادر ميكند و ميفرمايد (همانطور كه با دشمنان خود پيكار ميكنيد با نفس هاي خود نيز پيكار كنيد ) و همچنين ميفرمايد : ( با گرسنگي و تشنگي با نفس هاي خود جهاد كنيد زيرا پاداش چنين كاري همچون اجر مجاهد راه خداست ) مقام مجاهد راه خدا:
حضرت رسول اعظم (ص)فرمود : مجاهد كسي است كه در راه خدا با نفس خويش جهاد كند . از اين حديث شريف مي فهميم كه مقام مجاهدي كه در راه خدا با نفس خويش پيكارميكند از مجاهدي كه با دشمنان در عالم خارج ميجنگد بالاتر است . همچنين در مي يابيم كه :
1- هركس نخست با نفس خود و سپس با دشمنان مجاهده كند به مقام مجاهد راه خدا رسيده است .
2-هركس كه با نفس مجاهده كند و فرصت محاربه و جنگ با دشمنان برايش فراهم نگردد باز هم به مقام مجاهده كامل رسيده است .
3- هركس كه بدون مجاهده با نفس با دشمن مبارزه كند به اين مقام بزرگ نميرسد . از اين رواست كه امام علي هشدار ميدهد كه نخستين علت ترك جهاد با كفار ، ترك جهاد با نفس است . ايشان ميفرمايد : اولين جهادي كه آن را ناخوش داريد جهاد با نفس هايتان است .
تا آنجا كه گفته ميشود امام علي (ع) دو شمشير داشت ، شمشيري كه به وسيله آن با نفس خويش جهاد ميكرد و شمشير ديگري كه بوسيله آن با كفار ميجنگيد . مجاهده در ميان فقيهان و عارفان : 
علما و فقهاي امت اسلامي از احكام شرعي مربوط به جهاد اصغر سخن ميگويند زيرا اين احكام در دايره اعمال ظاهري و در چارچوب تخصص آنها قرار دارد . آنان اين احكام را با استناد به علم اصول شريعت و به تناسب شرايط جديد استنباط ميكنند . اما احكام شرعي مربوط به جهاد اكبر را پيران كامل طريقت (قدس الله اسرارهم اجمعين) بنا مينهند زيرا اين امر مربوط به اعمال قلب است كه آنان راه درمانش را از طريق روح از حضرت رسول اعظم (ص) به ارث برده اند . هر شيخ مرشد راه خاصي را وضع ميكند كه با آن عنان نفس گرفته شده ، از شدت شهوات كاسته شده و مريد تربيت گردد ، به اين راه رياضت گويند . هنگامي كه مسلمان بر راه طريقت سلوك كرد و احكام مجاهده باطني (رياضات) را از شيخ مرشد خود دريافت داشت شايستگي امور ايماني بسياري را پيدا ميكند كه يكي از آنها انجام احكامي است كه علما براي جهاد اصغر وضع كرده اند . گفته ها و نظرات عارفان در مجاهده و رياضت :
مشايخ و عارفان (ق) نفوس خود را واميدارند تا به خداورسولش روكرده و از از هرچه كه غير آن است روبرگردانند . آنها خويش را برآن ميدارند كه خطورات ، اراده، نيت ، كارها ، خوردن ، نوشيدن ، پوشيدن ، خواب ، سخن گفتن ، سكوت ، نگاه ، فكر ، گوش كردن ، جمع شدن و پراكنده شدن و ساير حركاتشان تنها براي خدا باشد و در استفاده از آنچه كه براي نفس ضروري است تنها به حد ضرورت اكتفا كنند . آنها نفس خود را وادار ميكنند كه كم بخورد و كم بخوابد از سخن گفتن دوري كند، از خلق كناره گيرد ، به صفات نيك آراسته شده و از صفات ناپسند خالي گردد . آنان نفس خويش را به دوام مراقبه ميخوانند ، مراقبه يعني اين كه او مداوماً به خداي تعالي نظر داشته و در هر نفَس بداند كه خداوند به او نگاه ميكند و بر او اطلاع دارد . وهمچنين وقت خود را فرورفتن در ياد خدا و دوري از تنبلي و بيهودگي و ترك شهوات بگذراند . اين تا آنجاست كه بعضي از آنها بيش از چهل سال نفس خود را از چيزي كه طلب ميكند باز ميدارند . در ميان آنان كساني هستند كه سال ها در گرما و سرما و برف و رنج و سختي هاي ديگر در يك جا ميمانند تا آن كه سر انجام به آرزوي خود ميرسند و در ان هنگام گوئي كه هرگز آن سختي ها وجود نداشته است زيرا لذت وصال ديگر چيزي از آن رنجها باقي نميگذارد . پيران عارف همواره مريدان خود را به نزديك شدن به كارهائي امر ميكنند كه نفسشان را ميشكند و حتي ذبح ميكند ، آنان آنقدر اين كارها را تكرار ميكنند تا انجامش برايشان ساده و تلخي اش تبديل به شيريني گردد و حتي دنيا را بدون آن ناخوشايند بدانند . آنان اين كارها را بر اساس نظر پيران ربّاني انجام ميدهند .
الرجوع الى بداية الصفحة     نسخة للطباعة

أضف تعليقا
الاسم
البلد
البريد الالكتروني
التعليق
اكتب الارقام الظاهرة في الصورة