الرئيسية     نداء الى العالم     مختارات مترجمة    الارشيف     اتصل بنا
( مشروعيت حركت در ذكر و فايده هاي روحي آن)(1) 

يكي از مهم ترين مباني طريقت هاي صوفيه، ذكر كثير ي است كه از كتاب و سنت برداشت شده و بر پاداشتن حلقه هاي خاص اين ذكر است . طريقت كسنزاني ما هم اذكار را شغلي دائم براي مريدان خويش ساخته است تا مريدان با آن ترقي كنند و به مقام مقربين و ابرار برسند . در مورد اهميت ذكر در طريقت مقالات بسياري نوشته شده كه در آن ها انواع مختلف ذكر ، از قبيل جهري (باصداي بلند) و خفي ( با صداي كوتاه ) فردي ، جمعي و ديگر گونه هاي آن توضيح داده شده است و علاوه بر اين، كتابهائي نيز در مورد آداب ذكر به رشته تحرير درآمده است . ما در اين بحث ميخواهيم يكي از ابعاد ذكر را كه تاكنون – تا آنجا كه ما ميدانيم – در موردش بحث مستقلي نشده است ، روشن سازيم و اميدواريم كه اين نوشته نخستين گام باشد براي مطالعاتي عميق تر ، تا بتواند نقاب از چهره اين بُعدذكر و اجراي آن در طريقت بردارد . نخست : اشارات قرآني و نبوي به حركت در ذكر :
در مورد اشارات قرآني مجاز بودن حركت در ذكر بايد بگوييم كه اجازه اين عمل در سخن خداونداينگونه بيان شده است ( الذين يذكرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم ) آل عمران 191 يعني كساني كه خدا را در حالت ايستاده ، نشسته و خوايده بر كنار خويش ذكر ميكنند. اين متن قرآني دليلي است بر مجاز بودن ذكر خداي تعالي ، در حالت ايستاده و نشسته و به پهلو ، همانطور كه دلالت دارد بر انجام ذكر به اشكال ياد شده ، به صورت پشت سرهم ، يعني اول ايستاده ، سپس نشسته و سپس به پهلو . خداوند تعالي ميفر مايد ( اولم يروا الي ما خلق الله من شيء يتفياء ظلاله عن اليمين و الشمائل سجدا لله و هم داخرون ) نحل 48- يعني آيا نمي نگرند به آن چيز هائي كه خدا آفريد ، سايه هايشان از چپ و راست در حال سجده به سويشان باز ميگردد و آنان خاضعند؟ ابن كثير در تفسير خود ميگويد : ( خداوند متعال در اين آيه از عظمت و جلال خود خبر داده است كه همه چيز در برابرش خاضع اند و تمام مخلوقات ، اعم از جماد و حيوان و موجودات مكلف مثل انسان و جن و فرشتگان در برابرش پست و بي ارزشند و خبر داده است كه هرچه داراي سايه است و سايه اش به چپ و راست حركت ميكند – و به عبارتي ديگر صبح وشام دارد – با سايه خود در برابر خدا سجده ميكنند . ) اشاره نبوي به مجاز بودن حركت در ذكر :
حركت در ذكر جايز است ، زيرا امام احمد در مسند خود و حافظ مقدسي به رجال صحيح از انس نقل كرده اند كه: اهل حبشه در برابر پيامبر مي رقصيدند و با زبان حبشي ميگفتند (محمد بنده اي صالح است ) . پيامبر (ص) پرسيد چه ميگويد ؟ گفتند " آنها ميگويند محمد بنده اي صالح است " ، هنگامي كه پيامبر آنها را در اين حالت ديد كارشان را زشت نشمرد و در برابر آن سكوت كرد . همه ميدانند كه احكام شرعي از سخن ، عمل و تقرير (سكوت پيامبر در برابر يك عمل) برداشت ميشود . حركت كردن باذكر جايز است و رقص هم محسوب نمي شود زيرا جسم را براي گفتن ذكر به نشاط ميآورد و قلب را براي حضور يافتن با خداي تعالي كمك ميكند (حضور قلب مي آورد ) . بياييد با هم به اين سخن امام علي (ع) گوش دهيم و ببينيم كه چگونه اصحاب رسول خدا را توصيف مي كند ابواركه ميگويد من با امام علي (ع ) نماز صبح ميخواندم ، وقتي كه روي خود را به طرف راست برگرداند ، همچون كسي كه اندوهي بزرگ بر او فرود آمده است مكث كرد ، آنقدر مكث كرد كه خورشيد به اندازه يك تير از ديوار مسجد بالاتر آمد ، سپس دو ركعت نماز خواند و آنگاه دستان خود را چرخاند و گفت : به خدا ديگر امروز هيچكس را همچون اصحاب رسول خدا نمي بينم ، انان زردروي و ژوليده و غبار آلود بودند ، شب را به سجده و قيام ميگذراندندو هنگامي كه ذكر خدا ميكردند همچون درختان در روز طوفان و باد به اين سوي و آن سوي كشيده ميشدند . )) در اينجا ميبينيم كه امام علي (ع) ميگويد آنها به اين سوي وآن سو كشيده ميشدند و همچون درختان در روز طوفاني "حركت " ميكردند. ايشان در كلام خود به صراحت از حركت سخن ميگويد و گفته آن كساني را كه مي پندارند حركت در ذكر حرام است را باطل ميسازد و ثابت مي كند كه حركت در ذكر مباح است . شيخ جمال الدين بن حسام الدين اسد آبادي ميگويد : اين سخن صراحت دارد بر اين كه صحابه (رض) در هنگام ذكر حركت مي كردند و آنهم حركتي شديد ، به چپ و راست زيرا حركتشان را به حركت درختان در روز طوفاني تشبيه كرده است ، با اين حديث ، حركت به چپ و راست مطلقا" اثبات ميشود . " اشاره پيران صوفيه به جايز بودن حركت در ذكر : 
شيخ ابوعلي دقاق : " حركت بركت است ، حركات آشكاردرظاهر ؛ در درون بركات پديد مي آورد " . شيخ عبدالرحمن بن ابي بكر قادري : " بعضي از علما گفته اند كه حكمت بالا بردن دست ها در تكبيره الاحرام نماز به معني بيزاري جستن از هر چيز غير از خداوند و پشت سر انداختن آن هاست ، حال اگر كسي بگويد كه اين بالا بردن دست ماثوراست (يعني در سنت وارد شده ) و حركت در ذكر ماثور نيست بايد بگوييم : (هر عملي كه براي مردود بودنش يك متن و نص ديني وجود نداشته باشد ، مردود نيست كما اين كه ما اعمالي را كه براي انجام دادنش نصي وجود ندارد اما با شريعت با شريعت موافق است انجام ميدهيم . و اين ها در حالي است كه براي حركت در ذكر يك نص وجود دارد كه همان سخن امام علي است ) ايشان ادامه ميدهد : پدرم (قدس الله تعالي روحه ) گفته است : از پيامبر (ص) هيچگونه نهي اي در مورد حركت كردن در ذكر نيامده است ، اگر در اين كار كراهتي وجود داشت ايشان در سخنان خويش حتما آن را براي امتش روشن مي فرمود . دوم : اهميت و فايده هاي حركت در ذكر : 
1- حركت از عوامل رسيدن به حضور است : شيخ ابوبكر حنبلي (رحمه الله ) ميگويد : سكون و حركت در ذكر از اسباب حضور است .
2- به دور ريختن وسوسه ها و خطورات و جمع كردن همت خويش براي خداي تعالي . بعضي از گذشتگان گفته اند : عزم به حركت ، ذاكر را از خطورات نامطلوب باز ميدارد ، زيرا با اين كار قلب و زبان و بدن مشغول ميشوند ، براي كسي كه همواره دچار خطورات ( افكار مزاحم و پراكنده ) شده و اين امر موجب تشويش واردات نفساني و تكه تكه شدن فكرش مي گردد ، حركت داروي درد و شفاي بيماري اوست ، زيرا حتما موجب جمع شدن حواس روي ذكر ميگردد. اگر اين كار تنها وسيله اي بود براي رسيدن به جمع شدن حواس در مورد خدا ، دليلي كافي براي انجامش وجود داشت حال آن كه در حركت، مفهوم نفي و اثبات در سخن و عمل نيز وجود دارد .
3- كمك براي جدا شدن صفات پسنديده از صفات بد ، در نفس مريد : شيخ جمال الدين عبدالله بسطاامي مي گويد : ( بدان كه مشايخ براي درست دانستن نفي و اثبات در ذكر (يعني همان كاري كه با حركت انجام ميدهيم) اشارات و رموز و معاني اي دارند كه آن را تنها اهل ذوق مي فهمند و در اينجا نميتوان بيان كرد ، ما در اينجا مثلي ميزنيم كه تو بتواني به اندازه توانائي خود آن را درك كني . بدان كه رابطه نفس و جسم انسان مثل رابطه چربي وناخالصي مخلوط با شير است و همانطور كه تمام ذرات شير داراي ناخالصي است ، هيچيك ازاعضاي پيكره انسان نيز خالي از نفس نيست ؛ به عبارت ديگر رابطه قلب با نفس مثل رابطه ناخالصي با شير است ، يعني در كنار هريك از صفات بد نفساني در كنار يك صفت پسند يده قلبي قرار دارد ...زن روستائي وقتي كه ميخواهد اضافات را از شير جدا سازد آن را در مشك مي ريزد و در زماني طولاني به شدت تكان مي دهد تا شير تصفيه شده و ناخالصي از آن جدا گردد ؛ به همين خاطر مريد طالب ذاكر كه در ابتداي كار خود نياز به جدا شدن صفات قلبي از صفات نفساني دارد بايد در ذكر به شدت حركت كند ؛ سعي كن اين را بفهمي ))
4- رسيدن تاثير ذكر به قلب و ديگر اعضاي انسان : بعضي از مشايخ ميگويند : قدرت شديد، يكي از شرايط ذكر است و اندازه اين نيرو وقدرت بايد آنقدر باشد كه اثر نيروي (الاالله) رااز قلب به ساير اندامها برساند ، زيرا مطلوب ذكر همان مشاهده اين تاثيرات است . بعضي ميگويند : مرد كسي است كه وقتي (الله) ميگويد از فرق سر تا نوك پايش به لرزش در آيد و اگر اينچنين نشود مرد نيست .
5- نشاط يافتن جسم براي ذكر خدا . سوم : حركت در اذكار طريقت كسنزاني : هريك از اذكار طريقت كسنزاني حركت خاص خود را دارد كه اين حركات در اذكار به دو بخش اصلي تقسيم ميشوند . اول : حركاتي كه با اوراد روزانه همراه است ( مثل ورد صبح ، ورد عصر ، ورد بعد از نماز عشاء ) .و همينطور اوراد دائمي . حركت اصلي در اين در اين اذكار كشيدن سر از منطقه پائين سمت چپ (حجاب حدفاصل شكم ، معروف به منطقه سر الاسرار) و بالا بردن آن به طرف كتف راست و از آنجا كشيدنش به سوي سمت چپ و- با حركتي شبيه به زدن چكش بر صخره- كوبيدنش بر قلب است . اين تشبيه را از آن رو انجام داديم تا سختي قلب بشر را كه از" زنگارهاي غفلت از يادخدا "پوشيده شده نشان دهيم . اين سختي قلب را از حالت طبيعي و اصلي اش كه نازكي و لطافت و شفافيت است جدا ساخته و باعث ميشود كه مانند سنگ و يا بدتر از آن سخت گردد و نياز پيدا مي كند كه براي شكستنش از چكش استفاده كنيم . اين چكش همان ذكر خداست كه بر صخره قلب فرود مي آيد تا پس از خرد كردن و تكاندن پوشش سنگي، آن را به سيرت نخستين و طبيعي اش باز گرداند . دوم : در حركات همراه با ذكر رسمي كه در شبهاي سه شنبه و جمعه هر هفته بعد از نماز عشاء در تكاياي كسنزاني برپا ميگردد ، مريدان به شكل حلقه مي ايستند ، مسئول حلقه در وسط آن قرار ميگيرد و جمع را آماده ميسازد تا براي حضور يافتن معاني ذكر و رابطه روحي با شيخ تمركز كنند . در اين حلقات ذكر كه به آن (باغ هاي بهشت) ميگويند هر نوع از ذكر حركاتي دارد كه در اينجا بيان ميكنيم : (ادامه دارد)
الرجوع الى بداية الصفحة     نسخة للطباعة

أضف تعليقا
الاسم
البلد
البريد الالكتروني
التعليق
اكتب الارقام الظاهرة في الصورة