الرئيسية     نداء الى العالم     مختارات مترجمة    الارشيف     اتصل بنا
(فرق ميان علم تزكيه و حال تزكيه)

سئوال:
بسم الله الرحمن الرحيم :درقرآن حكيم آمده است :(ربناابعث فيهم رسولا" منهم يتلوعليهم آياتك ويعلمهم الكتاب والحكمه ويزكيهم انك انت العزيز الحكيم).بقره129. يعني خدايادر ميان آنان رسولي را مبعوث كن كه آيات تو را برآنان تلاوت كند وبه آنان كتاب و حكمت بياموزدوآنان را تزكيه كند. همانا تو عزيزوحكيمي). در اينجا ما ميفهميم كه تمايز و تفاوت روشني بين حال تزكيه وتعليم كتاب به صحابه وجود داشت.ازاين رو ميخواهيم بدانيم كه از نظر بزرگان تصوف تزكيه چيست؟.
پاسخ:
تزكيه در اصطلاح صوفيه عبارت است از پاك كردن نفس از حرص و ميل شديد نسبت به امور دنيائي و اخلاق ناپسند و تطهير قلب ازروئيت اعمال بد و ترك طلب هرچه غير خدا. نزد اهل تصوف تفاوتي بزرگ بين علم تزكيه -كه احكام شرع است- وحالت تزكيه وجود دارد . همچون فرقي كه بين علم صحبت و حالت صحبت وجوددارد وهر دو را باهم داشتن نشان كمال است. پس علم تزكيه شامل همه آن چيزهائي است كه حضرت رسول اعظمصلى الله تعالى عليه و سلمبه صحابي گرامي آموخته است .يعني دستوراتي كه آنان را ازگناهان پاك كرده وبه خداي تعالي نزديك سازد.مثل عباداتي نظيرنماز و روزه و غيرآن. ورفتاري مثل ورع و زهد و علم و غير آن. اما حالت تزكيه تمام آن صفات طيبه و احوال ر وحي بود كه بر صحابه بزرگوار وارد ميشد ونفوسشان را پاك ميكرد.اين امر به معني كسب صفات زكيه استادشان حضرت رسول اعظم بود. پس علم تزكيه بهره عقل از صحبت است وحالت تزكيه نصيب قلب يا روح از صحبت است. بر اين اساس ميتوان گفت كه آن آيه كريمه ثابت ميكند كه قرائت قرآن كريم و انجام بقيه عبادات خواه ظاهري و خواه باطني مسلمان را از صحبت با كسي كه منشاء نيروي روحي باشد بي نياز نمي سازد.يعني همان كسي كه با مصاحبتش احوالي كه باعث ترقي روحي تدريجي براي رسيدن به مرتبه يقين ميشود در آدمي افزايش مي يابد. همانا علم تزكيه تنها خاص كساني كه خداوند برآنان منت نهاده و در زمان پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم خلقشان كرده نميشود بلكه به هر مسلماني كه خواهان آن باشد و آن رااز طريق نقل و صحبت بجويد ميرسد. وهمينطور حالت تزكيه كه بركاتش بر هر مسلمان مخلص كه مصاحب پيامبر صلى الله تعالى عليه و سلمبود وارد شد نيز مخصوص دوران خود پيامبر صلى الله تعالى عليه و سلم نيست. بايد دانست كه تاءثير روحي به فاصله مكاني ربطي نداردزيرا محبت واسطه انتقال تاءثيرات روحي است واز موانع مكاني عبور ميكند و تنها بر آنچه كه حواس از امورمربوط به محبوب دريافت ميكنند تكيه نميكند.تمام.
الرجوع الى بداية الصفحة     نسخة للطباعة

أضف تعليقا
الاسم
البلد
البريد الالكتروني
التعليق
اكتب الارقام الظاهرة في الصورة