الرئيسية     نداء الى العالم     مختارات مترجمة    الارشيف     اتصل بنا
امانت

 
امانت از لحاظ روحي همان معني ظاهري را دارد يعني سپرده اي است كه پاسداري از آن و بازگرداندنش به اهلش واجب است . از لحاظ طبيعت و حالت امانت ها گوناكون هستند و هر چيزي ميتواند امانت باشد از اين رواست كه در فهم اين سخن خداوند كه( ما امانت ها را بر دوش آسمانها و زمين و كوهها گذاشتيم و آنها از كشيدن آن سرباز زدند ) و اين گفته او كة( خداوند به شما امر ميكند كه امانت ها را به اهلش بازگردانيد) اختلاف پيش آمده است. اين اختلاف در ميان اهل ظاهر و اهل كشف و حقايق به يك اندازه وجود دارد . به نظر ما امانت در ذات خود يك حقيقت كلي است كه از حقيقت مطلق محمدي ريشه گرفته و امتداد يافته و نور آن در هر قلب بر اساس طهارت .سلامت و صفاي آن معنائي را منعكس ميكند . درست مثل نور خورشيد كه وقتي از شيشه هاي رنگي عبور ميكند نورهائي با رنگ هاي متفاوت از آن ديده ميشود . از اين رو انوار حقيقت كلي محمدي و قرآني وقتي از شيشه قلبي كه از اثر اعتقادات مختلف رنگهاي متفاوتي دارد عبور ميكند رنگ همان قلب را به خود ميگيرد . تفاوتي كه در تفاسير اهل ظاهر و يا حتي بيان عرفا بوده از همينجا ريشه ميگيرد يعني به علي تفاوت در درجه ها ي فهمشان از متن قرآن ويا حقيقت مطلق محمدي بوده است . ما نيز در فهم اين متون حقايق را آنطور كه آنطور كه خدا و رسولشصلى الله تعالى عليه و سلم در درون ما به ما نشان داده اند ميفهميم .و ازاين سخن خداوند بهره ميگيريم كه( ما آن را به سليمان فهمانديم ). البته نوع فهم ما بر قاعده ظاهري ( بخشي از قرآن بخش ديگر را تفسير ميكند) نيز استوار است تا اين خود براي اهل خرد نيز روشن تر باشد. ما معتقديم : امانت در دونوع است  امانت خداي تعالي و امانت پيامبر صلى الله تعالى عليه و سلم . چنانكه خداوند ميفرمايد:( اي كساني كه ايمان آورده ايد به خدا و پيامبرش خيانت نكنيد و آگاهانه در امانت هائي كه به شما سپرده اند خيانت نورزيد) . به عبارت ديگر به خدا در مورد امانتش خيانت نكنيد و به پيامبرش نيز در مورد امانتش خيانت نكنيد. در اينجا بايد پرسيد كه امانت خدا چيست و امانت پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم چيست؟ امانت خداي تعالي: امانتي كه آسمانها و زمين از كشيدن آن به خاطر بزرگي مطلقش سرباز زدند خود پيامبر اكرم حضرت محمدصلى الله تعالى عليه و سلم است و خداوند خود تاءكيد كرده است كه هيچ پديده اي در جهان قدرت تحمل اين نور را ندارد:(اگر ما اين قرآن را بر كوه نازل كنيم خواهي ديد كه از ترس خدا خاشع و تكه تكه خواهد شدو ايت مثال هائي است كه ما براي مردم ميزنيم تا تفكر كنند.) از آنجا كه قرآن محمد و محمد قرآن است كوه ها و موجودات ديگر نميتوانند نفحات جمالي و سطوات جلالي اين كمال مطلق را تحمل كنند . ولي انسان از آن رو كه خداوند اسرار نفخه روحي را به او سپرده حمل اين امانت را پذيرفته است . به عبارت ديگر انسان پذيرفته است كه از نور محمدي پيروي كند و همينطور اطاعت و محبت و فاني شدن در اورا قبول كرده است . پس از اين كه انسان حمل اين امانت را پذيرفت خداوند از پيامبران و امت هايشان پيمان گرفته و بر اساس اين امانت با آنها عهد بست :(هنگامي كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه وقتي كتاب و حكمت برايتان آمد و سپس رسولي آمد كه آنچه در نزد شماست را تصديق كرد به او ايمان آوريد و ياري اش كنيد و سپس گفت آيا اقرار كرديدو پيمان ما را پذيرفتيد؟آنها گفتند اقرار كرديم . پس گواه باشيد كه من هم با شما از گواهان هستم). پس نتيجه ميگيريم كه حضرت رسولصلى الله تعالى عليه و سلم پيش از ظهور خويش نيز امانت خداوند در نزد امت هاي گذشته بوده است و پيامبران وقتي امت خود را به سوي خداوند دعوت ميكردندپيمان ازلي را به يادشان آورده و از آنها ميخواستند كه از او پيروي كنند . يعني وقتي كه پيامبر اكرمصلى الله تعالى عليه و سلم ظهور كرد به عهد خويش وفا كرده و در امانت خود خيانت نكنند .اما با اين وجود گروهي از مردم آن را به ياد آورده و گروهي ديگر به خود ستم كرده و خود را به ناداني زدند . به همين ترتيب پيامبران يكايك امانت خدا را در ميان امت خويش حمل كرده و خواهان اداي آن امانت بودند ( يعني اگر پيامبر اكرم در زمان آنان ظهور كرد از او پيروي كنند) اين بشارت و هشدارها ادامه داشت تا آنكه سر انجام به امر خداوند ذات مقدس محمدي در زمان خودش ظهور كرد تا عارفان او را بشناسند و به عهدي كه با خدا در ازل بستند عمل كنند و جاهلان نيز به آن جهل بورزند( ما به آنان ظلم نكرديم بلكه آنان به خود ظلم كردند) . پس اصل همه امانت ها و امانت امانت ها امانت خدا است و آن نيز تنها حضرت رسول اعظم صلى الله تعالى عليه و سلم است واداي آن نيز تنها تصديق و اطاعت و ياري اوست. امانت پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم : و اما امانت پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم چيزي است كه ايشان پس از بازگشت به علم شهود وحق بر جاي نهاد و در حديث شزيف وصيت كرد تا به آنها چنگ بزنيم:( من در ميان شما دو چيز بر جاي نهادم. كتاب خدا و خانواده ام . اهلبيتم). اين دو امانت صورت محمدي هستند كه تا روز قيامت باقي هستند و در حقيقت نيز امانت خداوند محسوب ميشونديعني همان چيزي كه خداوند بر اساس پيمان خويش بر امت ها واجب كرده پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم نيز بر امت خود واجب كرده و در مورد آن از امت خويش عهد و پيمان گرفته است . وقتي كه كتاب خدا و عترت پاك پيامبر در كنار هم قرار ميگيرند طريقت را تشكيل ميدهند زيرا طريقت در واقع يعنيوارث محمد كه درسخن و عمل وحالت خود قرآن را اجرا ميكند و يا اينكه اصلا" قرآن ناطق است . پس امانت خدا همان امانت پيامبرصلى الله تعالى عليه و سلم و امانت پيامبرهم طريقت (كتاب و عترت) است . حال بايد ببينيم كه چگونه ميتوانيم به امانت طريقت را ادا كنيم؟ ادا كردن امانت طريقت عبارت است از توسل و چنگ زدن به آن براي نزديك شدن به خداوند و استقامت در اين راه كه اين استقامت شرط اصلي محبت نسبت به پيامبر صلى الله تعالى عليه و سلم و اهل بيت اوست . همچنين دوستي و ولايت و ياري آنان و حركت كردن در مسير هدايت آنان و سرانجام تلاش براي گسترش طريقت و ان هم به اين علت كه بركت طريقت به همه افراد امت برسد. البته همانطور كه در زمان پيامبران عليه السلام و همچنين زمان خود رسول خداصلى الله تعالى عليه و سلم گروهي نسبت به اين امانت خود را به ناداني زده و به آن خيانت كردند پس از وفات ايشان نيز عده اي به آن خيانت ورزيدند . گروهي هم كتاب خدا و هم خاندان پيامبر صلى الله تعالى عليه و سلم را ترك كردند كه آنها فريب خورده دنيايند . كساني نيز يكي از اين دو امانت را رها ساختند كه آنان را شيطان در مورد خداوند دچار فريب ساخته است . و اين بود معناي سخن خداوند كه: (به خدا و پيامبرش خيانت نكنيد و دانسته نسبت به امانت خويش خيانت نورزيد) . تمام شد. 
الرجوع الى بداية الصفحة     نسخة للطباعة
الاسم: خشایار بنکدار      البلد: تهران       التاريخ: 05-04-2006
Thank you so much for your translate
we need this
more power to you
ya Hoo
ya kasnazaan


أضف تعليقا
الاسم
البلد
البريد الالكتروني
التعليق
اكتب الارقام الظاهرة في الصورة